از اون چیزا
شب جلو تلویزیون خوابم برده بود
مامانم اومد ساعت ۲ نصفه شب پتو انداخت روم بوسم کرد ، کلی هم قربون صدقم رفت بعد موقع رفتن پامو لگد کرد، داد زدم و گفتم : اهههههههههههه پام داغون شد
جواب داد: خاک تو سرت کنن آخه اینجا جای خوابه؟
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
 
منطقِ پدرو مادر از تحصیل در دانشگاه: “این همه درس خوندی، درِ یه نایلون رو نمیتونی‌ باز کنی‌!
 
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

باز یه سوالی مغزمو پریشون کرد چرا جمعه انقدر به شنبه نزدیکه، ولی شنبه انقدر از جمعه دوره؟؟
 
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
 
خداییش جاذبه ای که سوراخ چاه توالت نسبت به گوشی داره
جاذبه ی زمین به سیب نداره
دیدم که میگمااااااا
 
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊

عمو زنجیر باف جان
ضمن عرض سلام و خسته نباشید
جهت زحمات بی دریغ شما بزرگوار
یک گِلگی داشتم از حضورتون …
شما که زنجیر ما رو بافتی..؟
… پَه چرا پشت کوه انداختی..؟
مشکلتون دقیقاً چی بود؟
مرض داشتید این همه زنجیر بافته شده رو پشت کوه انداختید؟
 
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
 
بچگی یعنی: وقتیکه فاصله ی دستشویی تا اتاقمونو می دویدیم
و از اینکه لولو ما رو نمی خورد فریاد می زدیم، ھـــــوراااا
 
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊
 
فقط یه ایرانی اونم از نوع تهرانی می تونه از دود شهر فرار کنه تا بره شمال هوای تازه تنفس کنه، بعد اونجا هی تند تند قلیون بکشه!
 
◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊◊


ادامه مطلب...
تاریخ: سه شنبه 8 اسفند 1391برچسب:,
ارسال توسط NataN

خر مش رجب

 

شنیدم که دزدی زبل نیمه شب

ربود از طویله خر مش رجب

رجب تا که شستش خبر دار شد

جهان پیش چشمش شب تار شد

درون طویله دو زانو نشست

زمین و زمان را دم فحش بست

یکی گفت تقصیر از آن توست

که قفل طویله نبستی درست

یکی گفت گیرید معمار را

بنا کرده کوتاه دیوار را

یکی گفت تقصیر از شحنه هاست

که هر روز بر پا چنین صحنه هاست

یکی گفت: نه، بوده تقصیر خر

چرا ؟ چون که می کرد اگر عر و عر

و یا یک کمی جفتک و گرد و خاک

مسلم که آن دزد می زد به چاک

شنیدم که با غیض مشدی رجب



ادامه مطلب...
تاریخ: سه شنبه 8 اسفند 1391برچسب:,
ارسال توسط NataN

اگه تو یخچال آب خنک نباشه بخوای از شیر آب بریزی، نیم ساعتم وایسی آب خنک نمیشه
فقط کافیه آبگرمکن خراب بشه و آب گرم بخوای!
از شیر آب یخی میاد که آلاسکا پیشش صحرای کربلاس !!!

❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡ ❤♡❤♡❤

رفتم داروخونه یه قرص ضد حساسیت گرفتم.
تو عوارض جانبیش نوشته: سردرد، سرگیجه، نفخ، حالت تهوع، اختلال در خواب، دو بینی، اختلال در تشخیص، نارسایی کبد، نارسایی کلیه، نارسایی قلب، سکته قلبی، سکته مغزی، مرگ ناگهانی ! ! !
فکر کنم اگه سیانور می گرفتم، عوارضش کمتر بود : l

❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡ ❤♡❤♡❤

با این نرخ سکه دیگه دختر مذهبی هم نمیشه گرفت، ۱۴ تا سکه هم زیاده!
باید یکی و پیدا کنیم به ۵ تن راضی باشه ..!

❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡ ❤♡❤♡❤

یکی از آرزو هام اینه که سوار یه ماشین بشم بگم آقا اون ماشین جلویی رو تعقیب کن،
بعد یارو هم بگه : برو گم شو پایین بابا ، ما دنبال شر نمیگردیم …
هیچی دیگه منم پیاده شم برم !

❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡❤♡ ❤♡❤♡❤



ادامه مطلب...
تاریخ: سه شنبه 8 اسفند 1391برچسب:,
ارسال توسط NataN

00000




تاریخ: سه شنبه 8 اسفند 1391برچسب:,
ارسال توسط NataN
*میگویند زنها در موفقیت و پیشرفت شوهرانشان نقش بسزایی دارند. ساعد مراغه  ای از نخست وزیران دوران پهلوی نقل کرده بود: زمانی که نایب کنسول شدم با خوشحالی پیش زنم آمدم و این خبر داغ را به اطلاع سرکار خانم رساندم … اما وی با بی اعتنایی تمام سری جنباند و گفت «خاک بر سرت کنند؛ فلانی کنسول است؛ تو نایب کنسولی؟!» گذشت و چندی بعد کنسول شدیم و رفتیم پیش خانم؛ آن هم با قیافه هایی حق به جانب… باز خانم ما را تحویل نگرفت و گفت «خاک بر سرت کنند؛ فلانی معاون وزارت امور خارجه است و تو کنسولی؟!» شدیم معاون وزارت امور خارجه؛ که خانم باز گفت «خاک بر سرت؛ فلانی وزیر امور خارجه است و تو…؟!» شدیم وزیر امور خارجه گفت «فلانی نخست وزیر است… خاک بر سرت کنند!!!» القصه آنکه شدیم نخست وزیر و این بار با گامهای مطمئن به خانه رفتم و منتظر بودم که خانم حسابی یکه بخورد و به عذر خواهی بیفتد. تا این خبر را دادم به من نگاهی کرد؛ سری جنباند و آهی کشید و گفت: * * * * «خاک بر سر ملتی که تو نخست وزیرش باشی *
روزی از میلتون؛ شاعر معروف انگلیسی پرسیدند: چرا ولیعهد انگلستان می تواند در چهارده سالگی بر تخت سلطنت بنشیند و سلطنت کند؛ اما تا هیجده سال نداشته باشد نمی تواند ازدواج کند؟ ؟
گفت: بخاطر اینکه اداره کردن یک مملکت از اداره کردن یک زن بمراتب آسان تر است! ! !
بهاء الواعظین می نویسد: در ابتدای مشروطه؛ بخانه ای رفتم؛ پیر زن و دختر جوانی آنجا بودند.
پیر زن پرسید: منظور از مشروطه چیست؟ ؟
گفتم: قوانین جدید.
گفت: مثلا چه؟
به شوخی گفتم: مثلا دختران جوان را به پیر مردان دهند و زنان پیر را به جوانان!
دخترش گفت: این چه فایده دارد؟ ؟
پیر زن بلافاصله به دخترش گفت: ای بی حیا! حالا کار تو به جایی رسیده که بر قانون مشروطه ایراد میگیری؟؟! !



تاریخ: سه شنبه 8 اسفند 1391برچسب:,
ارسال توسط NataN
آرشیو مطالب
پيوند هاي روزانه
امکانات جانبی
ورود اعضا:

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 8
بازدید دیروز : 0
بازدید هفته : 10
بازدید ماه : 10
بازدید کل : 41189
تعداد مطالب : 161
تعداد نظرات : 0
تعداد آنلاین : 1

  • عضویت در گروه AZFun

    برای عضویت در گروه AZFun کافی است ایمیل خود را در زیر وارد کرده بر روی کلید عضویت در گروه کلیک نمایید. پس از عضویت ایمیلی برای تایید به ایمیل شما ارسال می شود که باید بر روی لینک آن کلیک نمایید.
    ایمیل شما:
    نمایش گروه AZFun
    Get our toolbar!